تبليغاتX
سلام به تمام رادیو جوانی های عزیز
سلام به تمام رادیو جوانی های عزیز
معرفی برنامه های پرطرفدار رادیو جوان
سلام. برنامه های رادیو جوان رو اون هایی که خیلی طرفدار داره رو معرفی می کنم همون طور که خواسته بودید:

پارازیت (هر روز به جز ۵ شنبه هاو جمعه ها ۱۰ تا ۳۰/۱۱) :یکی از بهترین برنامه های رادیو جوان پارازیت هستش که از نظر خود من بهترین برنامه رادیو جوان است. برنامه ای مفرح که با اجرای بی نظیر فرشید منافی و نیما رئیسی که گاهی هم امیر منوچهری یا بنفشه رافعی هم اون رو اجرا می کنن که بیشتر اوقات اجرای اون بر عهده فرشید منافی و نیما رئیسی هست.

 

جوونی به وقت فردا( هر روز ساعت ۵ تا ۷ عصر): این برنامه هم خیلی طرفدار داره همچنین برنامه خیلی خوبی هستش که با اجرای خانم  فاطمه صداقتی پخش می شه. پتی اباد یکی از بهترین قسمت های این برنامه است.

 

نشونی( هر روز به جز ۵ شنبه و جمعه ها ساعت ۳ تا ۵ بعد از ظهر): نشونی که برنامه ای تقریبا تازه هست که به جای هزار پنجره پخش می شه. مجری این برنامه هم مهران دوستی هست که یکی از بهترین گوینده های رادیو هستش.

 هفتایی ها( هر جمعه ساعت ۹ تا ۳۰/۱۱): تا دلت بخواد طرفدار داره. برنامه خیلی خوبیه. گویندگان: فرزاد حسنی . امیر منوچهری . امیر زنده دلان . افشین حسین خانی . محمودرضا قدیریان . شبنم مقدمی . الهام زرتاختی . مریم جلینی ( این دوتای اخری رو درست نمی شناسم ).

به قول هفتایی ها : ۱... ۲ ... ۳ هفتایی ها ! هوهو!!!

اخرشه ( جمعه ها ۶ تا ۸ ): این یکی هم برنامه خیلی خوبیه. با اجرای بنفشه رافعی و اقای بحرینی و میکروفن مخفی اقای افشین حسین خانی که یکی از بهترین قسمت های اخرشه هستش.این یکی دیگه اخرشه!!!!

 

 موج روز( هر روز ساعت ۹ صبح): با اجرای لاله اکبری و قسمت سند افتخار با اجرای نیما رئیسی.

در کل این رو بگم که هر برنامه ای که گوینده اون فرشید منافی یا نیما رئیسی و در درجه بعد بنفشه رافعی یا افشین حسین خانی یا امیر منوچهری یا مهران دوستی بود شنیدن داره البته این از نظر منه و ممکنه بعضی ها نظری غیر از این داشته باشن ولی خداییش نمی شه از اجرای بی نظیر فرشید منافی و نیما رئیسی گذشت. 

اگه کم و کاستی در توضیحات من وجود داشت با مطلب پایین رفعش می کنم.  

این هم معرفی برنامه ها به زبانی دیگر:

عين آب زرشك وسط تابستان
 ساعت ۲۵ / هر روز به جز جمعه 03:31
«ساعت 25» با اجراي زهره سادات هاشمي هر روز به جز جمعه‌ها از ساعت 13:30 تا 14:30 از راديو جوان پخش مي‌شود. محور اين برنامه مناظره‌هاي رودررو و بحث‌هاي چالشي درباره موضوعات مختلف به روز است و در بعضي از جاها كار به يقه و يقه‌گيري مي‌كشد.

مزاحمت‌هاي خياباني، قانون‌گريزي (با تاكيد بر قانون حجاب)، دين گريزي، آزادي بيان، كشور گزينشي و انتخابات شوراها و خبرگان، تاكنون ازجمله موضوعات شنيدني اين برنامه بوده.

خلاصه اين‌كه اين برنامه به آدم‌هاي اهل كل‌كل توصيه مي‌شود و از كساني هم كه ناراحتي‌هاي قلبي دارند، خواهش مي‌كنيم حتما قرص زيرزباني‌شان را همراه داشته باشند!

حوالي پتي‌آباد
 جواني به وقت فردا / هر روز ساعت 91-71
مثل خيلي‌ها وسط ترافيك گير كرده‌ايد، كافي‌ است پيچ راديو را بچرخانيد. ساعت پنج بعدازظهر، يك خانم كه يك‌جور خاصي، كشيده و مقطع مقطع حرف مي‌زند و شايد عين شما اعصاب‌اش تعطيل باشد، مي‌گويد: «آيا گوجه‌فرنگي گران شده است؟ گوجه فرنگي، گران است آيا؟ آيا اصلا گراني داريم؟ نداريم! پس چرا گوجه فرنگي؟ اصلا گوجه فرنگي به چه دردي مي‌خورد؟ نمي‌خورد؟! شما گوجه فرنگي نمي‌خوريد؟ قيدش را زديد آيا؟ نزديد؟»

يك دفعه، گوشي دستتان مي‌آيد كه بله، موضوع گراني گوجه‌فرنگي است كه اين مجري با اجراي خاص‌اش مي‌خواهد دربارة آن چيزي بگويد. وله‌اي پخش مي‌شود و بعد يك كارشناس مسألة گوجه‌فرنگي، توسط خانم مجري معرفي مي‌شود. اخبار روز نقد مي‌شود.

دوباره آن خانم مي‌آيد و يك قصه (ماجراهاي پتي‌آباد) تعريف مي‌كند. اول‌اش فكر مي‌كنيد، عجب آدم بيكاري تو اين دوره زمانه! كي ساعت شش عصر مي‌خوابد كه اين دفعه دوم باشد؟ كه ناگهان دوزاري‌تان مي‌افتد كه عجب قصه باحالي است و تا آخرش هم گوش مي‌دهيد و كلي هم تو دلتان بلندبلند قهقهه مي‌زنيد.

سر كوچه‌تان رسيده‌ايد و «جووني به وقت فردا» هم تمام شده، كلي هم حال كرده‌ايد و دلتان خنك شده. اين برنامه عين قرص اعصاب، آبي روي آتش است. جووني به وقت فردا كه با «ماجراهاي پتي‌آبادش» كلي طرفدار دارد، هر روز پنج تا هفت عصر با صداي فاطمه صداقتي و سردبيري رضا ساكي از اين شبكه راديويي پخش مي‌شود.

بپا موج نگيردت!
 موج روز / هر روز / 9:00
لاله اكبري، نيما رئيسي، فرشيد منافي، آرزو جعفرپور و چندتاي ديگر، مجري‌هاي اين برنامه هستند. يك برنامه با موضوعات فرهنگي، هنري، اجتماعي، سياسي، ورزشي و خلاصه آش شله قلمكاري است؛ تحليل روز دارد، سند افتخار كه نيما رئيسي اجرايش مي‌كند، گزارش علمي، گفت‌وگو و از اين قبيل چيزها، بستگي دارد موضوع روزشان چي باشد كه برنامه با موضوع هماهنگ بشود.

كي پارازيت انداخت؟
  پارازيت / هر روز به جز پنج‌شنبه و جمعه / 10:00
«پارازيت» برنامه‌اي با موضوعي اجتماعي است كه دور‌و‌بر جوان‌ها پرسه مي‌زند. يك كارشناس مجرب پشت خط از smsبازي، تيونينگ كردن ماشين و آسيب‌شناسي و از مسائل جزئي جوان‌ها مي‌گويد؛ برنامه‌اي كه نيما رئيسي همراه بنفشه رافعي اجرايش مي‌كنند.

عادل بياباني!؟
 هزار پنجره / پنج‌شنبه و جمعه / 15:00
ساعت سه تا پنج بعدازظهر اگر راديوي جوان را بگيريد، صدايي را مي‌شنويد كه برايتان خيلي آشناست؛ صدايي كه لابه‌لاي آگهي‌هاي بازرگاني و آنونس‌هاي تبليغاتي بارها شنيده‌ايد. مهران دوستي مفاخر فرهنگي و هنري، شاعران، نويسندگان و فيلمسازان را معرفي مي‌كند و توي اين برنامه يك شخصيت جذاب هم وجود دارد؛ اگر اسم عادل فردوسي‌پور و فاميلي جواد خياباني را كنار هم بگذاريد اسم عادل بياباني درست مي‌شود.

يك آدم بامزه كه مسابقات فوتبال را يك‌روز قبل از بازي گزارش مي‌كند. البته همه اين‌ها در برنامه «هزار پنجره» اتفاق مي‌افتاد كه از شنبه تا چهارشنبه تو همين ساعت از راديو جوان پخش مي‌شد. اما حالا يك برنامه تازه‌نفس با اجراي مهران دوستي و به اسم «نشاني» جاي آن را گرفته و «هزار پنجره» فقط روزهاي پنج‌شنبه و جمعه با اجراي لاله اكبري پخش مي‌شود.

خانه دوست كجاست؟
 نشاني / هر روز به‌جز پنج‌شنبه و جمعه / 15:00
اما «نشاني»، برنامه‌اي است تقريبا با همان حال و هوا، يك فضاي كاملا فرهنگي دارد و دغدغه‌هاي فرهنگي را مطرح مي‌كند. «نشاني» درواقع، نشاني آدرس‌هاي گم‌شدة نسل ما را به‌شان نشان مي‌دهد، البته اگر كسي بخواهد آدرسي را پيدا كند.

نود شنيدني
 2-4-4 / يك‌شنبه‌ها / 22:00
يك برنامه راديويي، درست يك شب قبل از پخش نود كه مجري‌اش عادل فردوسي‌پور است از راديو جوان پخش مي‌شود و همان سبك و سياق برنامة نود را دارد؛ برنامه‌اي كه اولويت‌اش مسائل روز فوتبال ايران و جهان است و عجيب‌تر اين است كه مجري و سردبيرش، اميرحسين بابازاده سعي مي‌كند با شيوة منحصر به فرد عادل، به تكه‌پراني و حال‌گيري از بعضي آدم‌هاي برنامه‌اش بپردازد.

دانشمندان ايران متحد شويد
 باشگاه دانشمندان جوان / دوشنبه و چهارشنبه‌ها / 22:00
دوشنبه و چهارشنبه چهارتا آدم بامزه ازجمله نيما رئيسي و سعيد پورمحمدي دور هم جمع مي‌شوند تا در باشگاه دانشمندان جوان به مسائل علمي، نجوم، اختراعات و اكتشافات بپردازند.

هروقت، حرف علم و دانش مي‌شود، يك مشت آدم اتوكشيده از جلوي چشم‌هايتان رژه مي‌روند اما در «باشگاه دانشمندان جوان»، اين دانشمندان خيلي بامزه و مفرح، به شنوندگان راديو جوان معرفي مي‌شوند. اين باشگاه يك پروفسور هم دارد كه خيلي لوس و بي‌مزه است كه خودش باعث بامزه‌شدن برنامه مي‌شود. بهتر است، يك‌بار خودتان بشنويد تا باورتان شود.

اينجا ديگر آخرشه
 آخرشه / جمعه / 00:81
«آخرشه» برنامه‌اي است كه خيلي‌ها مي‌گويند «آخرشه» ما كه نفهميديم، چه چيزي دارد كه «آخرشه»؟ بنفشه رافعي مجري اين برنامه است و افشين حسين‌خاني هم سردبيرش. اغلب موضوعي را انتخاب مي‌كنند و به اين و آن درباره‌اش حرف مي‌زنند. يك بخش خيلي جذاب و مفرح هم باب دل مزاحمين تلفني دارد كه به‌اش مي‌گويند «ميكروفون مخفي».

افشين حسين‌خاني گوشي را برمي‌دارد و زنگ مي‌زند به  آدم‌هاي مربوط به موضوع برنامه. بعضي‌ها حسابي سر كار مي‌روند، بعضي‌ها هم كم‌نمي‌آورند و حال حسين‌خاني جا مي‌آيد اما ول‌كن نيستند، بازهم يكي ديگر را آزمايش مي‌كنند تا بالاخره يكي پيدا مي‌شود يك چيزي به‌اشان مي‌گويد؛ يك چيزي تو مايه‌هاي دمت‌گرم!

|+| نوشته شده توسط سام در چهارشنبه دهم بهمن 1386 ساعت 1:21 |

عالم سیاه پوش علمداران کربلا...

السلام و علیک یا سید الشهدا

و السلام علیک یا قمر بنی هاشم

 

عزاداري شما قبول حق

|+| نوشته شده توسط سام در جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 0:27 |

            عيد همه شما مخصوصا راديو جواني ها مبارك                بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم .همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو  گشتم                                          

 

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم. شدم آن عاشق  ديوانه  كه بودم .

                     

يادم  آمد كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم .

 

پرگشوديم ودر آن خلوت دل خواسته گشتيم *

 

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم. تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت ***

 

يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن. لحظه اي چند بر اين آب نظر كن آب آينه ي عشق گذران است..

 

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است. باش فردا كه دلت با دگران است . تا فراموش كني چند ي از اين شهر سفر كن. ***

 

با تو گفتم حذر از عشق  ندانم .سفر از پيش تو هر گز نتوانم نتوانم.*               

           

فعلا خدا نگهدار همتون                    

|+| نوشته شده توسط سام در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 1:55 |

زمین و آسمون با عشق مقدسه

به نام خدای رهایی و زیبایی

آنجا كه ايستاده اي پوچي
وقتي حركتي را آغاز كردي معنا مي شوي!
انسان با جهت معنا مي شود بايد جهت داشت تا بود تا هست شد ...

 

 

 

بی تو به سامان نرسم                              ای سروسامان همه تو

                 ای به تو زنده همه من                                ای به تنم جان همه تو

                 من همه تو ، تو همه من                             او همه تو ، ما همه تو

                 هر که و هر ،کس همه تو                            این همه تو ، آن همه تو

                 من که به دریاش زده ام                               تا چه کنی با دل من !

              تخت تو و برت تو و                                        ساحل و طوفان همه تو

                ای همه دستان ز تو و                                  مستی مستان ز تو و

               رمز میستان همه تو                                     راز میستان همه تو

               چون تو آواز تویی                                         بلخ تو ، شیراز تویی

               جاذبه ی شعر تو و                                       جوهر عرفان همه تو              

             همتی ای دوست!                                        که این دانه ز خود سر بکشد

              ای همه خورشید تو و                                   خاک تو ، باران همه تو

             تا به کجایم بری                                           ای جذبه ی خون،ذوق جنون

              سلسله بر جان همه تو                                سلسله جنبان همه تو

 

                                   

 

دیشب وقتی دعایت می کردم از خدا برایت طلب خیر و برکت کردم تا وقتی در راهی قدم می گذاری؛ همیشه  یار و یاورت باشد.

لطف او هماره با توست ، وعده هایش حقیقی اند و هنگامی که تمام توجهمان رو به او جلب می کنیم می دانی که او کاملا" ما را می بیند.

پس اگر پیمودن مسیری که در آن هستی سخت و دشوار به نظر می آید ؛ فقط به یاد بیاور که من اینجا دعایت می کنم و دیگر همه چیز دست خداست.

هر آنچه می توانی انجام بده .برای کسی که می توانی با آنچه در اختیار داری...

و هرکجا هستی! ..

(انوشه میرمجلسی)

 

ميخواهم اينبار صبوري كنم صبوري ...تا رويش واژه هاي ناب دوست داشتن حتي در صفر ترين مدار احساس تو !
صبوري تا تو ديگر برای حتي لحظه هاي كوچك نبودن بهانه تراشي هاي بزرگ نكني !
صبوري .... تا من تو و تو منو ما شويم !!! تا شايد لبريزشدن جام صبوريهايم !!! صبوري تا .... نميدانم... شايد تا اولين سلام .... شايد تا ....

فعلا" خــداحافظ

|+| نوشته شده توسط سام در شنبه یکم دی 1386 ساعت 0:16 |

باز هم شبي ديگر از شبهاي يلدا

دوباره شب يلدا رسيد شبي كه همه كنار هم جمع ميشن وميتونه از بهترين شبهدر طول ۱سال باشه اما اگه خوش ذوق باشي ميتونه كنار خانواده شبي به ياد موندني براي خودتان و ديگر اعضاي خانواده بسازي

                                    

 

آیین شب یلدا

 

گرد آمدیم:

 شبچره ای بود و آتشی،

گفت و شنود و قصه و نقلی ز سیر و گشت ...

وقتی که برشکفت گل هندوانه، سرخ

در اوج سرگذشت

یلدا، شب بلند، شب بی ستارگی

لختی به تن طپید و به هم رفت و درشکست

با خانه می شدیم که گرد سپیده دم

بر بام می نشست

 

|+| نوشته شده توسط سام در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 1:49 |

که غمخوار تو بودم !              ؟

                                               

|+| نوشته شده توسط سام در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 0:48 |